رئیس هیأت مدیره انجمن صنعت پخش اصفهان در یادداشتی تأکید کرد

سرمایه‌گذاری نرم؛ حلقه گمشده توسعه اقتصادی ایران

چهار دهه است که در ایران، هر جا پای توسعه اقتصادی به میان می‌آید، چشم‌ها به سمت ساختمان‌سازی، کارخانه‌زنی، جاده‌کشی و روبان‌چینی می‌چرخد. بودجه‌های کلان ملی و استانی صرف زیرساخت‌های سخت‌افزاری می‌شود.
سرمایه‌گذاری نرم؛ حلقه گمشده توسعه اقتصادی ایران

جمشید سلطانی ، رئیس هیات مدیره انجمن صنعت پخش اصفهان-  چهار دهه است که در ایران، هر جا پای توسعه اقتصادی به میان می‌آید، چشم‌ها به سمت ساختمان‌سازی، کارخانه‌زنی، جاده‌کشی و روبان‌چینی می‌چرخد. بودجه‌های کلان ملی و استانی صرف زیرساخت‌های سخت‌افزاری می‌شود. اما از سرمایه‌گذاری روی «نرم‌افزارهای توسعه» مثل آموزش فروش حرفه‌ای، بازاریابی بین‌المللی، مهارت مذاکره، برندسازی جمعی و بازارسازی به طرز غم‌انگیزی غفلت کرده‌ایم. نتیجه آنکه کارخانه می‌زنیم، اما بلد نیستیم محصولمان را در جهان بفروشیم. خط تولید راه می‌اندازیم، اما نمی‌دانیم مشتری کجاست. ظرفیت صادراتی ایجاد می‌کنیم، اما از بازاریابی و توزیع در کشور مقصد، عاجزیم.

مقایسه‌ای بکنم با واقعیت‌های امروز جهان. چین کارخانه دنیا شده است؛ حجم عظیمی از تولیدات فیزیکی جهان در این کشور انجام می‌شود. اما بسیاری از برندهای معروف اروپایی و آمریکایی – مانند نایک، اپل، یا برندهای لوکس ایتالیایی – اصلاً کارخانه ندارند. آنها با تکیه بر بازرگانی حرفه‌ای، طراحی، برندسازی و بازاریابی حرف اول را در دنیا می‌زنند، – همان چیزی که من «سرمایه‌گذاری نرم» می‌نامم . آنها محصولات کارخانه‌های چین، ویتنام یا بنگلادش را تحت برند خود به بازار عرضه می‌کنند و سود اصلی را می‌برند. ما باید از این الگو درس بگیریم. ما نمی‌توانیم و نباید فقط «تولیدکننده» بمانیم؛ باید «بازرگان» هم باشیم.

 در نمایشگاه‌های بین‌المللی مثل آنوگای آلمان، سیال پاریس یا آی‌اس آلمان، وقتی به غرفه کشورهایی مثل ایتالیا، اسپانیا یا ترکیه نگاه می‌کنم، یکپارچگی و هماهنگی حیرت‌انگیزی می‌بینم. طراحی غرفه‌ها، هویت بصری مشترک، کاتالوگ‌های هماهنگ، و پیام واحد تجاری – همه نشان می‌دهد که تشکل‌های آنها سال‌ها روی «نرم‌افزارهای توسعه» سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در مقابل، ما به صورت جزیره‌ای و انفرادی در نمایشگاه‌ها حاضر می‌شویم؛ هر شرکت با طراحی خودش، هر کدام با پیام مجزا و در نتیجه تأثیرگذاری ما از توان واقعی‌مان بسیار پایین‌تر است.

خانه تشکل‌های اصفهان که این روزها افتتاح شده، فرصت بی‌نظیری برای تغییر این رویه است. تشکل‌ها می‌توانند در این فضای مشترک، آموزش‌های تخصصی بازرگانی را در اولویت قرار دهند. باید کارگاه‌های بازاریابی منطقه‌ای (با تمرکز بر کشورهای اوراسیا، عراق و حاشیه خلیج فارس) برگزار کنیم. می‌بایستی دوره‌های مذاکره با خریداران خارجی، آشنایی با قوانین تجارت بین‌الملل، و کلاس‌های برندسازی جمعی برقرار کنیم. باید از برند «ساخت اصفهان» دفاع کنیم و در راستای تثبیت آن در بازارهای جهانی قرم برداریم.

نسل جدید فعالان اقتصادی، به‌ویژه نسل زد، تشنه این دانش است. آنها با گوشی هوشمند بزرگ شده‌اند، می خواهند  به اینترنت دسترسی بی‌وقفه داشته باشند و می‌دانند که جهان چقدر کوچک و رقابتی شده است. اگر خانه تشکل‌ها نتواند این سرمایه‌گذاری نرم را انجام دهد؛ یعنی اگر فقط به یک ساختمان مجهز به سالن جلسات تبدیل شود، بازنده بزرگ همین نسل جوان خواهد بود. آنها به سراغ پلتفرم‌های دیجیتال، شبکه‌های غیررسمی و دوره‌های آنلاین خارجی خواهند رفت و فاصله بین تشکل‌ها و نسل جدید روزبه‌روز بیشتر خواهد شد.

بنابراین، باید از اتاق بازرگانی اصفهان خواست که بودجه ویژه و مستمری برای آموزش اعضای تشکل‌ها اختصاص دهد. می‌بایستی از مدیران خانه تشکل‌ها خواست که تقویم آموزشی سالانه را با محوریت مهارت‌های نرم بازرگانی تدوین کنند و از همه تشکل‌ها خواست که در نمایشگاه‌های بین‌المللی، به جای حضور انفرادی، با یک پاویون یکپارچه و هویت بصری مشترک ظاهر شوند.

به عبارت دیگر باید از سرمایه‌گذاری صرفاً سخت فاصله بگیریم و به سمت خلق بازار برویم. کشورهای موفق، صنعت قوی ندارند؛ آنها صاحب بازرگانی قوی هستند. ما نیز اگر قصد داریم در اقتصاد جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم، باید این خلأ بزرگ را پر کنیم و خانه تشکل‌ها، بهترین بستر برای شروع این تحول است.