یادداشت مدیر واحد توسعه کسب و کار و سرمایه‌گذاری اتاق بازرگانی اصفهان

تیم؛ زمانی که ارزش از نتیجه پروژه فراتر می‌رود

نوید ادریس، مدیر واحد توسعه کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری، در این یادداشت با نگاهی تحلیلی به مفهوم کار تیمی، توضیح می‌دهد چرا ارزش تیم تنها با خروجی نهایی پروژه سنجیده نمی‌شود. او تأکید می‌کند که تیم‌ها علاوه بر نتیجه، ظرفیت آینده، دانش، اعتماد و توان حل مسئله جمعی می‌سازند.
تیم؛ زمانی که ارزش از نتیجه پروژه فراتر می‌رود

هدف ما انجام یک پروژه است و می‌خواهیم بدانیم آیا تیمی با عملکرد ۹۰ درصدی می‌تواند از فرد ۱۰۰ درصدی ارزشمندتر باشد یا نه؛ ابتدا باید ارزش در پروژه را مشخص کرد:

ارزش یک پروژه = (خروجی) + (ظرفیت) + (دانش) + (پایداری)

در مورد تیم‌ها می‌توان این رابطه را کامل‌تر توضیح داد:

ارزش تیم = (خروجی) + (ظرفیت) + (دانش) + (پایداری) + (اعتماد) + (خرد جمعی(آینده))

که در آن خروجی: نتیجه پروژه، ظرفیت: توان انجام فعالیت‌های بعدی، دانش: تجربه و آموخته‌های تولیدشده، پایداری: توان ادامه مسیر در شرایط دشوار، اعتماد: اعتماد شکل‌گرفته میان اعضا، خرد جمعی: قدرت اقدام، تصمیم‌گیری و حل مسئله مشترک.

همانگونه که این مدل مشخص می‌کند، مؤلفه خروجی پروژه تنها یکی از شش مؤلفه ارزش است؛ به همین دلیل ممکن است یک پروژه توسط یک فرد با کیفیت ۱۰۰ درصد اجرا شود، اما ارزش کل ایجادشده از پروژه‌ای که یک تیم با کیفیت ۹۰ درصد اجرا کرده بیشتر باشد. زیرا پروژه فردی عمدتاً مؤلفه نتیجه را تولید کرده است؛ در حالی که پروژه تیمی علاوه بر مؤلفه نتیجه، مؤلفه هایی از جمله ظرفیت را نیز ساخته است.

 این مدل اغلب دیده نمی‌شود، در نگاه کوتاه‌مدت، معمولاً این مقایسه انجام می‌شود: ۱۰۰ > ۹۰

اما در نگاه بلندمدت، مقایسه واقعی چنین است: ۱۰۰ = ۱۰۰ + ۰ + ۰ + ۰ + ۰ + ۰

در مقابل: ۹۰ = ۹۰ + ۴۰ + ۳۰ + ۲۰ + ۵۰ + ۶۰

اعداد فوق صرفاً نمادین هستند، اما یک واقعیت مهم را نشان می‌دهند:

نکته قابل توجه اینکه در فعالیت‌های تیمی، بخش عمده ارزش در متغیرهایی تولید می‌شود که در گزارش عملکرد پروژه دیده نمی‌شوند.

پارادوکس ظاهری کاهش بهره‌وری

بسیاری از مدیران و رهبران تیم‌ها در مقطعی با این پرسش روبه‌رو می‌شوند:

«اگر خودم این کار را انجام دهم سریع‌تر، بهتر و دقیق‌تر انجام می‌شود؛ پس چرا آن را به تیم بسپارم؟»

پاسخ این پرسش را می‌توان در یک رابطه ساده خلاصه کرد: بهره‌وری فردی > بهره‌وری تیمی

اما: ارزش بلندمدت فردی < ارزش بلندمدت تیمی

یعنی ممکن است بهره‌وری فردی بیشتر باشد، اما ارزش بلندمدت کمتر باشد.

نکته قابل توجه اینکه تیم‌ها دقیقاً برای افزایش بهره‌وری لحظه‌ای ایجاد نشده‌اند؛ بلکه برای افزایش ظرفیت جمعی شکل گرفته‌اند.

از منطق قهرمان تا منطق تیم

فردگرایی معمولاً بر پایه یک قهرمان عمل می‌کند. در این مدل: موفقیت = یک فرد توانمند

اگر آن فرد موفق باشد، کار موفق است. اگر آن فرد حذف شود، کل روند دچار اختلال می‌شود.

اما منطق تیم متفاوت است: ارزش تیم > ارزش هر فرد

یعنی ارزش تیم باید از مجموع عملکرد تک‌تک افراد فراتر رود. اگر یک تیم پس از غیبت یا خروج یک عضو کلیدی همچنان بتواند مسیر خود را ادامه دهد، به بلوغ رسیده است؛ در غیر این صورت، آنچه وجود داشته یک تیم واقعی نبوده، بلکه مجموعه‌ای از فعالیت‌های فردی بوده است.

 ارزش واقعی تیم

از منظر توسعه حرفه‌ای، مهم‌ترین خروجی یک تیم موفق، پروژه‌ها نیستند؛ بلکه: 1- اعضای توانمندتر 2- دانش انباشته‌شده 3- روابط حرفه‌ای شکل‌گرفته 4-اعتماد متقابل 5-فرهنگ همکاری 6-سازوکارهای تصمیم‌گیری 7-تجربه حل مسئله جمعی هستند.

به همین دلیل می‌توان نوشت: ارزش تیم = پروژه‌ها + افراد + فرایندها + اعتماد؛  در حالی که در مدل فردی معمولاً تنها جزء اول تولید می‌شود.

 چرا بزرگ‌ترین موفقیت‌های جهان تیمی هستند؟

هیچ پروژه عظیم، پایدار و اثرگذاری در جهان توسط یک فرد ساخته نشده است. از مأموریت‌های فضایی گرفته تا توسعه فناوری‌های پیشرفته، از شرکت‌های بزرگ فناوری تا پروژه‌های ملی، همه بر پایه همکاری تیمی شکل گرفته‌اند. علت روشن است ، توانایی یک فرد معمولاً به‌صورت خطی رشد می‌کند. اما توانایی یک تیم می‌تواند به‌صورت تصاعدی رشد کند. به زبان ساده، «رشد فردی ≈ خطی» اما «رشد تیمی ≈ نمایی» به همین دلیل است که در بلندمدت، مزیت پایدار نه از افراد برجسته، بلکه از تیم‌های توانمند حاصل می‌شود.

 فرمول توسعه پایدار

اگر بخواهیم این مفهوم را در یک رابطه خلاصه کنیم: «موفقیت آینده = استعداد × ظرفیت تیم». استعداد فردی مهم است، اما تا زمانی که در قالب یک تیم قرار نگیرد، ظرفیت آن محدود باقی می‌ماند. در مقابل، حتی استعدادهای متوسط نیز وقتی در یک تیم منسجم قرار می‌گیرند، می‌توانند نتایجی خلق کنند که از توان هر فرد به تنهایی فراتر است.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا یک فرد می‌تواند بهتر از یک تیم کار کند یا خیر.

در بسیاری از موارد، پاسخ مثبت است. پرسش واقعی این است که آیا هدف ما انجام یک کار است یا ساختن تیمی که بتواند ده‌ها و صدها کار را در آینده انجام دهد؟

اگر هدف صرفاً انجام یک پروژه باشد، شاید فرد ۱۰۰ درصدی برنده باشد.

اما اگر هدف توسعه ظرفیت، انتقال دانش، افزایش اعتماد، تربیت افراد جدید و ایجاد توان حل مسئله جمعی باشد، آنگاه یک تیم با خروجی کوتاه‌مدت ضعیف‌تر ارزش به‌مراتب بیشتری تولید می‌کند.

زیرا فرد یک نتیجه می‌سازد؛ اما تیم، توانایی ساختن نتایج آینده را خلق می‌کند و در دنیای حرفه‌ای، آنچه آینده را می‌سازد، نه عملکرد یک قهرمان، بلکه قدرت یک تیم است.