دکتر محمود اسلامیان- فعال اقتصادي

دیپلماسی اقتصادی ابزارقدرتمند اقتصاد مقاومتی

دیپلماسی مهمترین شاخصه سیاست خارجی کشورهاست که در طول تاریخ ظهور دولتها، تحولات گوناگونی در شکل، محتوا و ساختار آن پدید آمده است
دیپلماسی اقتصادی ابزارقدرتمند اقتصاد مقاومتی
با ظهور و گسترش رسانه‌ها و شکسته شدن اسطوره جغرافیا، تحول مفهومی شگرفی در شکل و معنای دیپلماسی پدیدار شده است. امروزه فرایند جهانی شدن وجوه گوناگونی دارد که بر تمامی جنبه های زندگی بشر تأثیرات بسیار زیادی داشته است که حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی نیز از این تحولات مستثنی نبوده است. در هزاره سوم میلادی مهمترین عامل قدرت اقتصاد ملی، کیفیت و نحوه به کارگیری دیپلماسی برای رسیدن به اهداف اقتصادی است. هرچند سیاستهای متغیر کشورها باعث گردیده این مولفه عاملی بی ثبات باشد ، اما میتوان گفت که سایر عوامل تعیین کننده قدرت و پشتوانه اقتصاد ملی به منزله مواد خامی هستند که قدرت سیاسی از آن به وجود می آید. ژاپنی ها بعد از جنگ جهانی دوم اثبات کردند دیپلماسی اقتصادی مغز متفکر قدرت ملی است، همان گونه که روحیه ملی نیز، روح آن است. تحرك دستگاه دیپلماسی كشور برای فعال كردن ظرفیت‌های بالقوه و فرصت‌های جهانی نیرويی محرکه در اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی در شبكه‌ای پویا از اقتصاد جهانی معنادار می‌شود و كشف و بكارگیری و ساخت ظرفیت این شبكه برعهده‌ی ماست. جهانی شدن اقتصاد موجب شده تا مقاومت اقتصادی نیز تعاریف جدید به خود بگیرد، لذا ما نیازمند بازیگرانی خاص در عرصه‌ اقتصاد جهانی و بازی در  لایه‌های مختلف آشكار و پنهان آن هستیم. همچنین لازم است تا گردآوری و استفاده از تجارب اقتصادی دیگر كشورها در زمینه‌های مشابه را مجدانه پیگیری كنیم. به هر حال ممكن است هر كشوری در یك برهه‌ای با مشكلات اقتصادی مواجه بوده باشد؛ اگر دستگاه دیپلماسی كشور این تجربیات را گردآوری كند و در اختیار فعالان و محققان اقتصادی بگذارد، این مسأله برای اقتصاد كشور بسیار راهگشا خواهد بود.اقتصادمقاومتی و دیپلماسی اقتصادی مانند دو ریل راه آهن می باشند، می بایست به موازات هم پیشرفت کرده اما هم را قطع نکنند .در رویارویی با جهانی شدن اقتصاد ، توانایی، سازماندهی، رقابت­پذیری و فعالیت قابل توجه یک برنامه دیپلماتیک اقتصادی در کل کیفیت عملکرد دولتها نقش به اصلی را دارد و در واقع کشورهایی که پروژه خود را در برابر فرایند جهانی شدن تدوین، طراحی و تعریف کرده باشند، گام های مهمی را در این مواجهه برداشته‌اند و همواره سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی و چگونگی پی ریزی و اجرای آن را از جایگاهی بنیادین در زمره اولویتها در تععین راهبرد‌های فرا ملی قرار دهند.
برداشتی که از اقتصاد مقاومتی می شود این است  که تفاوت آن با اقتصاد متعارف و نظرات اقتصادی و مکاتب اقتصادی ، بسیار ظریف است که اگر به آن توجه نشود می تواند در سیاست گذاری و کارهای اجرایی  بعدی مقداری تداخل ایجاد میکند . اقتصاد مقاومتی بايد بتواند تا حدی مقابل شوک ها و تکان های خواسته یا ناخواسته  که به سیستم وارد می شود شدت یا ضعف را  تحمل کند. شرایط بین المللی در حال تغییر است به خصوص در اطراف ما و به نظر سیاستهای فعلی اقتصاد ما انعطاف لازم را ندارد و با شرایط جدیدی که در دنیا در حال رخ دادن است  نمی تواند از فرصت استفاده کند ، به این دلیل که کل سیستم ما در این چند سال زمین گیر شده است .چابکی یکی از ویژگی های اقتصاد مقاومتی است  که فعالین اقتصادی و سازمان های توسعه ای و حاکمیتی  و سیاست گذار باید داشته باشند . زمانی که تحولاتی در منطقه ما در حال رخ دادن است ، باید فرصت هایی را برای تجارت  ما ایجاد کند البته زمانی می توانیم از این فرصت ها استفاده کنیم که  دستگاه دیپلماسی اقتصادی ما سازمان هایی چابک و سیاست ها را بلافاصله بتوانند تغییر دهند و انعطاف لازم را داشته باشند و به همین ترتیب  بخش های اقتصادی غیر دولتی  نیز این چابکی و انعطاف را داشته باشند .البته در شرایط فعلی رسیدن به این اهداف کار مشکلی است و زمانی  چابکی می تواند وجود داشته باشد که بتوانیم از تمام ابزار هایمان استفاده کنیم .  تحریم ها به این دلیل ایجاد شد که بتواند اقتصاد ما را از چالاکی بیاندازد و راهکار آن می تواند دیپلماسی اقتصادی باشد که برای ما از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و لازم است که  چابکی و چالاکی  که در  فعال سازی دیپلماسی به وجود آمده همچنان ادامه داد ، اگر این دیپلماسی به نتیجه نرسد ،همه این تلاشها بی ثمر خواهد بود  ولی اگر این دیپلماسی به نتیجه برسد باید ساختار اقتصادی خود را عوض کنیم  و احتیاج داریم تا با مفاهیم مدیریتی و شناخت جهانی حرکت کنیم و راهکار ما حضور بیشتر در بازار های جهانی است.
اگرچه تعریف دقیقی از دیپلماسی اقتصادی در دست نیست، اما می‌توان دیپلماسی اقتصادی را تنظیم و پیشبرد سیاستهای مرتبط با تولید، جابه جایی یا مبادله کالاها، خدمات، کار و سرمایه گذاری در دیگر کشورها تعریف کرد. یک مشخصه متمایز دیپلماسی اقتصادی این است که بخش های خصوصی برای تأثیرگذاری بر مذاکره و با هدف باقی ماندن در بازار رقابتی جهانی یا منطقه ای در فرایند سیاست گذاری مشارکت می کنند. سطوح عمل دیپلماسی اقتصادی در سه سطح دو سویه، منطقه ای و چند سویه است. دیپلماسی اقتصادی یک موضوع تعیین کننده در راهبرد اقدام هر کشور در سطح بین المللی برای تحقق منافع ملی است. دیپلماسی اقتصادی به معنای فصل مشترک دیپلماسی و منافع اقتصادی است. دیپلماسی اقتصادی در واقع به مفهوم کارکردی کردن دیپلماسی در عرصه اقتصاد و به کارگیری توانایی های بالقوه و بالفعل دیپلماسی برای تحقق اهداف اقتصادی کشور می باشد و بدون روابط سیاسی مناسب با کشورها نمیتوان روابط اقتصادی گسترده را انتظار داشت . در حقیقت «دیپلماسی اقتصادی به مجموعه ابزاری گفته می شود که برای ایجاد محیطی مناسب جهت رشد اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.» دیپلماسی اقتصادی فصل مشترکی بین منافع اقتصاد ملی و منافع سیاسی هر کشور در سطح بین المللی، همچنین فن به کارگیری منافع و ابزار اقتصادی سیاسی است تا محیط اقتصادی و سیاسی مناسبی را برای ارتقای رشد و توسعه اقتصاد ملی فراهم آورد . شاخص اصلی دیپلماسی اقتصادی دیپلماسی تجاری است  دیپلماسی تجاری،  سیاستی است که به اداره و هدایت روابط تجاری بین الملل به تجارت و سرمایه گذاری بین المللی در زمینه کالاها و خدمات میپردازد. به سخن دیگر، در دیپلماسی تجاری، کشورها با توجه به توانایی­ها و منافع ملی اقتصادی خود می کوشند تا در چارچوب راهبردهای ویژه (مانند راهبردهای جایگزین واردات یا توسعه صادرات) به هدف هایی ویژه و عملیاتی (مانند توسعه صادرات یا جذب سرمایه گذاری خارجی) با به کار گرفتن ابزارهایی ویژه (چون ابزارهای تعرفه ای و غیرتعرفه ای) نائل شوند. بر پایه این تعریف، دیپلماسی تجاری از سه بخش تشکیل میشود:١-هدف؛٢-راهبرد­ها؛ ٣ – اجرا. همچنین دیپلماسی تجاری زنجیره ای از تجزیه و تحلیل ها، بسیج و سازماندهی و ائتلاف سازی، گفت وگو برای بستن و اجرای موافقت نامه‌های بین المللی در مورد مسائل مرتبط با بازرگانان  می باشد که جهانی شدن و گسترش وابستگی متقابل گسترۀ موضوعی یا دستور کار آن را توسعه بخشیده و هدف آن فراهم کردن بستر و زمینه لازم برای گسترش مناسبات سودمند اقتصادی با جهان خارج و هموار کردن مسیر جذب سرمایه گذاری و فناوری خارجی است. در نتیجه یکی از ارویژه های اصلی نمایندگی های دیپلماتیک در این راستا بازتعریف می شود که نتیجه دیپلماسی اقتصادی نیرومند، اقتصاد نیرومند، هماهنگ و توأم با عدالت اجتماعی است که از حکمرانی خوب پشتیبانی می نماید و بومی سازی آن در ایران میتواند تاثیر گذار ترین مولفه ی اقتصاد مقاومتی مطرح ایران باشد.
 امروزه فرایند جهانی کردن اقتصاد  را نه میتوان مثبت و نه منفی تلقی کرد بلکه باید آن را نوعی انطباق تلقی نمود که این فرایند به توان انطباق کشورها با شرایط جدید وابسته است و درجه انطباق و تعدیل تابعی از قدرت اقتصادی و سیاسی می باشد. یکی از عناصر اصلی قدرت اقتصادی دولت ها، همکاری با بازیگران غیردولتی مقبول مانند اتاقهای بازرگانی هستند که عامل اجرائی هر کشور در دیپلماسی تجاری محسوب میگردند اتاقهای بازرگانی با هدایت و مدیریت هیات های اقتصادی – تجاری اعزامی و پذیرش آنها در کنار بکار گیری همزمان فضاهای اطلاعاتی و مجازی می تواند در افزایش سهم هر کشور از اقتصاد جهان تعیین کننده عمل نماید. در جهان متغیر و متحول کنونی، کشورها معمولا در چارچوب گفتمان دیپلماسی نوین اقتصادی رفتار کرده و منافع ملی خود را منطبق با آن تعریف می کنند. جهان متحول شده و دیپلماسی اقتصادی منعطف و متحول را نیز می طلبد. دیپلماسی اقتصادی ایستا در جهانی پویا ناکارآمد و ناموفق خواهد بود و نتیجه آن توقف رشد اقتصادی و رکود خواهد بود.