دكتر حميدرضا قلمكاري- فعال اقتصادي

تحقق امنیت غذایی،حفظ محیط زیست و استقلال اقتصادی در سایه کشاورزی پایدار

کشاورزی ایران سال هاست که از سه مشکل اساسی در نظام بهره برداری، مالکیت اراضی و نحوه ساماندهی تولیدات کشاورزی رنج می برد.
تحقق امنیت غذایی،حفظ محیط زیست و استقلال اقتصادی در سایه کشاورزی پایدار
 مشکلاتی که عدم توجه به آن ها نقش به سزایی در عقب ماندگی این بخش از اقتصاد کشور داشته و تحقق اهداف و چشم اندازهای توسعه پایدار را با محدودیت مواجه ساخته است.
به عبارت دیگر اگرچه کشاورزی پایدار، نظام یافته و انسانی که تضادی با منافع زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی ندارد به عنوان یک هدف اساسی و یک وضعیت مطلوب برای صنعت کشاورزی شناخته می شود؛ اما مشکلاتی نظیر: استفاده از روشهای نادرست درعمليات کشاورزی سرمایه گذاری محدود ، مصرف بي رويه نهاده ها ، بالا بودن هزینههای تولید، تداوم سیستمهای ناسالم بازاریابی و … سبب شده تا برخلاف این هدف،  نظام بهره برداری این بخش به سمت ناپایداری سوق پیدا کند.
در واقع وضعیت به وجود آمده نشان می دهد که ضریب توجه به شاخص های توسعه پایدار کشاورزی در کشور بسيار ناچيز بوده است . به عنوان مثال وجود درآمد کافی برای بهره برداران کشاورزی یکی از عوامل مهم در پایداری فعالیت های کشاورزی است حال آن که عدم دخالت کشاورزان در تعیین قیمت محصولات ، افزایش هزینه های تولید ، ضعف در دستیابی به تکنولوژی، ضعف در بهره وری و… سبب شده تا کشاورزان از نظر مادی وضعیت مطلوبی نداشته باشند .
از طرف دیگر عدم تناسب میان افزایش جمعيت و تولیدات کشاورزی ، آلودگی مواد غذایی وعلوفه دامی با بقایای آفت کش ها، آلودگي آب ، از دست رفتن خاک وتلفات دام ، باعث شده تا امنیت غذایی و هدف خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک کشاورزی  نیز مورد تهدید جدی قرار بگیرد.
همچنین استفاده بیش از توان اکولوژیکی منابع طبیعی در جهت افزایش درآمد ، بر وخامت وضع موجود افزوده و چالش های زیست محیطی نظیر : اختلال در زیست بوم‌ها ، صدمه زدن به حيات وحش ،کاهش منابع آب زیرزمینی ، فرونشست زمین ، ایجاد کانون های ریزگرد و … را در پی داشته است.
با در نظر گرفتن مجموع این شرایط، امروز حرکت به سمتکشاورزی پایدار یک ضرورت راهبردی و یک فوریت غیرقابل انکار در فرآیند توسعه ملی است ؛ چراکه تنها نظام حاکم بر کشاورزی پایدار است که به شیوهای پایا بهرهوری و عملکرد تولیدات کشاورزی را بهبود می بخشد و شرایطی را فراهم می کند تا کشاورزان بتوانند ضمن کسب اهداف اقتصادی خود و حفظ منابع طبیعی ، تولید محصولات کشاورزی را هماهنگ با رشد جمعیت افزایش دهند.
به عبارت دیگر هدف کلي از تلاش براي دستيابي به کشاورزي پايدار «دستيابي به حداکثر سود خالص در طولاني مدت» استکه تنها در صورت ایجاد ارتباط صحیح میان جوامع انسانی و محيط طبيعياز طریق برنامه های مبتنی بر تفکر سیستمی و لحاظ شدن اهداف اقتصادی ، اجتماعی و محیط زیستی  می تواند محقق شود .
بی تردید گذر از شرایط نامطلوب فعلی و رسیدن به وضعیت مطلوب در صنعت کشاورزی و به تبع آن دستیابی به استقلال اقتصادی و امنیت غذایی  نیازمند حل ریشه ای مشکلات بخش های چهارگانه کشاورزی از طریق اصلاح ساختار نظامهای بهرهبرداری موجود است. نظام بهرهبرداری درواقع هسته مرکزی و تعیین کنندهترین عامل بلافصل تولیدات کشاورزی است و تنها با ایجاد تحول کیفی در ساختار این نظام بـهویـژه نـظـامهـای بهرهبرداری زراعی است که می توان به اهداف توسعه دست یافت .
عملیاتی و نهادینه شدن کشاورزی پایدار نیازمند شناسایی، ترویج و تلفیق اقدامات عملی برای پیشبرد کشاورزی در سطح میدانی به دست بهرهبرداران بخش کشاورزی، همراه با تامین ملزومات امر است که لازمه ی آن بهرهگیری از یک چارچوب عملیاتی میدانی ومنطبق با مقتضیات هر منطفه و ایجاد مشارکت عمومی است . ازاین طریق می توان بسیاری از معضلات اجتماعی و زیست محیطی کشور را رفع نمود، و حتی موجب پیشرفت‌های اقتصادی نظیر ایجادفرصت های شغلی برای کشاورزان، کارگران، مصرف کنندگان و …در صنعت مواد غذایی شد.
البته نباید فراموش کرد بین سیستم کشاورزی فعلی و کشاورزی پایدار فاصله ی زیادی وجود دارد که رفع آن تنها با ایجاد ادبیات و باور مشترک امکان پذیر خواهد بود . در پایان باید گفت در جهان امروز کشاورزی پایدار به یک اولویت و هدف اساسی برای کشوررهای جهان تبدیل شده است و دولت ها می کوشند تا با دستیابی به آن در مسیر  امنیت غذایی ، امنیت ملی ، استقلال اقتصادی و حفظ محیط زیست حرکت کنند که همین امر خود دلیل دیگری برای پرداختن به کشاورزی پایدار است.